خرید بک لینک

خودبین ِ من! من آینه ات بودم !
اما سَرِ تو سنگِ لَحَد میخواست

بیش از همه برای خودش بد شد
هر کس برای آینه بد میخواست

گم کرده ام دلایل راهم را
ذهنم نمیکشید ... عدد میخواست

گم کرده ای «مسیر» نگاهم را
این چشم های خسته ، «بَلَد» میخواست

برچسب: نویسنده: شیدا رضوانی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1402 ساعت: 12:20

جز اینجا هیچ جا آرامشی در من نمیگیردکبوترزاده جایی جز حرم مامن نمیگیردتو دریایی و دریا با غباری گِل نخواهد شدتو آن عطری که هرگز بوی پیراهن نمیگیردکنار خویش بنشانم، گدایت تکهنانش رازمانی که رفیقش هست از دشمن نمیگیردمگر نه اینکه دوری دوستی میآوَرَد ای ماه!؟دلم قرص است این دوری تو را از من نمیگیردتو سرسنگین مشو با من که مدتهاست در عالَمسرِ تنهاییام را کوه بر دامن نمیگیردسری آوردهام تا پای تو پایین بیاندازمکه دوشِ خستهام این بار را گردن نمیگیردتویی شمسالشموس و با وجودت چشم مولاناسراغ شمع را در خانهی روشن نمیگیردکنار پنجرهفولاد هر بار امتحان کردمنَفَس پیش تو حتی لحظهی مردن نمیگیرد#حسین_زحمتکش

برچسب: نویسنده: شیدا رضوانی تاريخ: چهارشنبه 13 دی 1402 ساعت: 13:22

کوه با دیدنِ چشمانِ تو ، وا خواهد رفترود چون ریخت به دریا، به فنا خواهد رفتهرکه رقصیده بسازِتو خرابت شده استبه سرِ ماکه خرابیم چه ها خواهد رفت؟دل از این خلق مسوزان که به فریاد آیندداد، دودیست که روزی به هوا خواهد رفتاینچنینی که به گیسوی تو سرگرم شدمشک ندارم که نمازم به قضا خواهد رفتدر پِیِ پُرسش بی پاسخ این خلق مباشگله هر روز به دنبال چرا خواهد رفت!به هدف نیست، هر اندازه که ماهر باشیعشق تیریست که آخر به خطا خواهد رفت#حسین_زحمتکش

برچسب: نویسنده: شیدا رضوانی تاريخ: چهارشنبه 13 دی 1402 ساعت: 13:22

نه آمدی که بمانی، نه رفتی از یادمتو آرزوی منی آرزوی بر بادممن از خدا گله مندم فقط چرا نشنید؟نه خواهشم نه دعایم نه بغض و فریادمندیدم این همه سال از تو شور شیرینمبه رغمِ تلخی خُلقت هنوز فرهادمچرا به سیبِ فریبت دل از جهان نَکَنَم؟که ارث بردهام این شیوه را من از آدمخوشم که عشقِ تو رسوای شهر کرده مراغمت مباد اگر از چشم خلق افتادمرسیده بی تو به من هر غمی خیالی نیستهمین که بیخبر از حال زارمی شادممن از دو چشم سیاهت که بگذریم و نشدز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادم...! #سیدتقی_سیدی

برچسب: نویسنده: شیدا رضوانی تاريخ: چهارشنبه 13 دی 1402 ساعت: 13:22

صفحه بندی